فسخ نکاح و مجازات فریب در ازدواج

فسخ نکاح ( ازدواج ) و تفاوتهای آن با طلاق از موضوعات بسیار مهمی می باشد که افراد جامعه برای اشنایی با حق و حقوق خویش قبل از ازدواج و بعد از آن می بایست آگاه باشند . انحلال ازدواج علل متفاوتی دارد . به موجب ماده 1120 قانون مدنی ( عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می شود ). همچنین لعان یا مرتد شدن را نیز از موارد انفساخ نکاح است .

بنابراین علل انحلال عقد نکاح دائم عبارتند از 1- فسخ 2- طلاق . در خصوص عقد انقطاع ( صیغه موقت ) علل انحلال آن عبارت است از 1- انقضای مدت 2- بذل مدت 3- فسخ .

اما طلاق مختص عقد نکاح دائم است و در عقد انقطاع ( صیغه موقت ) وجود ندارد همچنانکه در صیغه موقت به زن نفقه تعلق نمی گیرد مگر با شرایطی . در فسخ نکاح رعایت برخی از ترتیباتی که برای طلاق مقرر است لازم نیست . از جمله مراجعه به مراکز مشاوره خانواده ، صدور گواهی عدم امکان سازش ، اجرای صیغه طلاق ، وقوع طلاق در طهر مواقعه و ..

تعریف فسخ نکاح

فسخ به معنی اختیار برهم زد یک معامله یا قرارداد است . گاهی در یک قرارداد ( قرارداد لازم ) حق فسخ پیش بینی می شود . بدین ترتیب که به یک طرف قراردا اختیار و اجازه داده می شود که قراردادی که بین طرفین لازم الاجرا است را تحت شرایطی بر هم بزند . به این اختیار برهم زدن قرارداد یا معامله حق فسخ گفته می شود .

به علت اینکه نکاح یک قرارداد غیر مالی است و هدف قانونگذار حفظ خانواده و محدود کردن اختیار اشخاص ( زوج و زوجه ) در انحلال آن به موجب حق فسخ می باشد ، موارد انحلال ازدواج به اختیار زوج و زوجه محدود به موارد تعیین شده در قانون است و بسیاری از خیاراتی ( حق فسخ ) که در قانون تعیین شده است در نکاح وجود ندارد .

بنابراین فسخ ازدواج دارای قواعد ویژه ای است . تدلیس و تخلف از شرط صفت و برخی از از عیوب در زن و مرد از موارد فسخ نکاح تعیین شده است مبنای و علت حق فسخ ازدواج درموارد فوق به این سبب است که به موجب این موارد از همسری که دچار ضرر و زیان شده است جلوگیری شود . موارد ایجاد کننده حق فسخ نکاح عبارتند از :

  • عیب
  • تدلیس و تخلف از شرط صفت

عیوب ویژه مرد که موجب حق فسخ نکاح برای زن می شود :

  • خصا ء
  • عنن ، به شرط اینکه ولو یک بار عمل زناشویی را انجام نداده باشد .
  • مقطوع بودن الت تناسلی به اندازه ای که قادر به عمل زناشویی نباشد .
  • جنون

خصاء عبارت است از اینکه مرد بیضه نداشته باشد. ( خواجه ) . این عیب چنانچه در مرد هنگام عقد وجود داشته و زن نیز جاهل به این عیب باشد موجب حق فسخ نکاح برای زن خواهد بود.

عنن به بیماری گفته می شود که در آن آلت تناسلی مرد نعوذ نمی کند به نحوی که قادر به انجام عمل زناشویی نباشد . این عیب در صورتی که هنگام عقد مرد به آن مبتلا بوده و زن نیز جاهل به ان باشد یا چنانچه بعد از عقد حادث شود به شرطی که مرد عمل زناشویی را انجام نداده باشد موجب حق فسخ نکاح برای زن خواهد بود .

جنون در مرد چه قبل از نکاح وجود داشته باشد و زن اطلاعی نداشته باشد و چه بعد از عقد حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد بود .

عیوب ویژه زن که موجب حق فسخ نکاح برای مرد می شود :

  • قرن ( استخوان زائدی که در آلت تناسلی زن وجود دارد و مانع نزدیکی می گردد.)
  • جذام
  • برص ( پیسی )
  • افضاء ( یکی شدن مجرای بول و حیض )
  • زمین گیری ( زن توانایی نشست و برخاست نداشته باشد )
  • نابینایی از هر دو چشم
  • جنون

عیوب زن که به آنها اشاره شد در صورتی موجب حق فسخ نکاح برای مرد می شود که این عیوب در هنگام عقد و جود داشته و مرد از آنها آگاه نباشد . و این عیوب چنانچه بعد از عقد بوجود بیاید برای مرد حق فسخ وجود ندارد .

تدلیس و تخلف از شرط صفت در نکاح

به موجب ماده 438 قاون مدنی تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود . در لغت تدلیس به معنی فریب دادن و پنهان کردن است . بنابراین تدلیس عبارت است از عملیاتی که همراه با فریب باشد تا در طرف مقابل ایجاد رغبت در انجام معامله کند و به این علت قاننگذار برای جبران این موضوع برای طرف مقابل حق فسخ را به رسمیت شناخته است .

از این رو هرگاه پیش از نکاح به طور مثال مرد خود را ثروتمند یا پزشک یا دارای تحصیلات دانشگاهی معرفی کند یا زن خود را باکره یا فاقد سابقه ازدواج یا تحصیلکرده یا ثروتمند معرفی یا بیماری خود را مخفی کند و طرف مقابل به دلیل این ویژگی ها راضی به ازدواج با او شود و بعد از عقد مشخص شود که او دیگری را فریب داده است برای طرفی که فریب خورده حق فسخ نکاح وجود دارد .

به موجب ماده 1128 قانون مدنی ( هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده ، برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود ، خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متباینا بر آن واقع شده باشد .)

متباینا : منظور از متباینا ان است که ممکن است بین طرفین صفت خاصی شرط نشده باشد اما اوضاع و احوال و رفتار طرفین نشان دهنده این مهم باشد که صفت خاصی هدف طرفین بوده مانند باکره بودن زوجه یا ثروتمند یا تحصیلات دانشگاهی داشتن زوج . در این صورت و پس از اثبات این موضوع برای طرف مقابل حق فسخ نکاح وجود ازدواج وجود دارد .

مجازات فریب در ازدواج

همانطور که در بالا ذکر شد در صورت تدلیس در نکاح برای مقابل حق فسخ نکاح وجود دارد . لیکن قانونگذار به دلیل اهمیت موضوع فریب و تدلیس در ازدواج را مشمول مجازات دانسته است . به موجب ماده 647 قانون مجازات اسلامی ( چنانچه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی ، تمکن مالی ، موقعیت اجتماعی ، شغل و سمت خاص ، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد برمبنای هر یک از انها واقع شود مرتکب به حبس تعزیری از 6 ماه تا 2 سال محکوم می گردد .

درمان عیوب موجب حق فسخ نکاح

چنانچه عیبی که موجب حق فسخ نکاح است قبل از اعمال حق فسخ ، رفع یا درمان شود مانند این که جذام یا برص یا عنن درمان شود برای طرف مقابل حق فسخ باقی می ماند یا خیر اختلاف است .بعضی به باقی ماندن حق فسخ نظر داده اند و بعضی به ساقط شدن حق فسخ اعتقاد دارند . بنابراین اینکه دادگاهها در برخورد با این موارد چگونه عمل می کنند رویه ثابتی وجود ندارد .

فوریت حق فسخ نکاح

خیار فسخ ( حق فسخ نکاح ) فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ ، نکاح را فسخ نکند ، خیار ( حق فسخ ) او ساقط می شود .به شرط این که علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد .تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از حق فسخ لازم بوده به نظر عرف و عادت است .

سرنوشت مهریه در صورت فسخ نکاح

هرگاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود ، زن حق مهر ندارد ، مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت ، با وجود فسخ نکاح ، زن مستحق نصف مهریه است . ماده 1101 قانون مدنی

نکته مهم این که در صورتی که فسخ نکاح به دلیل تدلیس و تخلف از وصف زن باشد ، به زن هیچگونه مهری تعلق نمیگیرد حتی اگر نزدیکی واقع شده باشد.

رای دادگاه در خصوص فسخ نکاح به علت جنون زن

در خصوص تجدیدنطرخواهی آقای رضا … پدر و قیم خانم شکوفه … به طرفیت آقای حسن .. شوهر خانم شکوفه نسبت به دادنامه صادره دادگاه خانواده تهران که به موجب آن حکم به فسخ نکاح نکاحنامه رسمی شماره.. تنظیمی در دفتر ثبت ازدواج شماره 306 تهران بین خانم شکوفه و آقای حسن صادر گردیده است ، دادگاه با بررسی محتویات پرونده نظر به اینکه تاریخ وقوع عقد ازدواج بین آقای حسن با همسرش خانم شکوفه حسب تصویر نکاحنامه پیوست دادخواست و اظهارات زوج به شرح متن دادخواست و صورتجلسه دادرسی در سال 93 بوده است .

و با توجه به اینکه پزشکی قانونی به شرح نامه مورخ 99 ضمن پاسخ به نامه شماره .. پاسگاه نعمت آباد ارسال گردیده اعلام نموده شکوفه معاینه شده است . وی دچار بیماری روانی ( اسکیزوافکتیو ) می باشد و در مواقع شدت حالات بحرانی بیماری ، بیمار قادر به اداره امور خود نمی باشد و تاریخ شروع بیماری حداقل مربوط به 6 سال قبل است و مراتب دلالت دارد بر اینکه بیماری زوجه در زمان عقد وجود داشته است.

و نظر به اینکه تجدیدنظرخواه به شرح دادخواست برای اثبات اینکه بیماری در حین عقد وجود نداشته به شهادت شهود استناد نموده که با توجه به نظریه پزشکی قانونی شهادت شهود موثر در مقام نمی باشد و نظر به اینکه دلیلی بر اینکه بیماری خانم شکوفه در حین عقد وجود نداشته و ایراد و اعتراضی موجهی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم کند یه عمل نیامده تا مورد امعان نظر قرار بگیرد و بر دادنامه بدوی اشکالی وارد نیست . تجدیدنظرخواهی غیر وارد تشخیص و به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه بدوی را تایید می نماید .

این رای به استناد ماده 368 و 397 قانون مرقوم ظرف مدت 20 روز از تاریخ ابلاغ قایل فرجام خواهی می باشد .

رای دادگاه که باکره نبودن مصداق بارز فریب در ازدواج بوده می تواند مستند فسخ نکاح قرار گیرد .

تجدیدنظر خواهی آقای محمد به طرفیت همسرش اعظم نسبت به دادنامه صادره از شعبه 1701 دادگاه خانواده که بر اساس آن رای به رد خواسته تجدیدنظرخواه صادر گردیده است ، وارد است زیرا با توجه به کیفیت اجرای مراسم عروسی و نحوه اجرای عقد و شهادت شهود در خصوص نحوه اقدامات لازم در مقدمات عروسی یک دوشیزه مساله سبق عروسی منتهی به زوال بکارت نسبت به زوج مکتوم بوده و خانم اعظم در هیچ مرحله از مراحل عقد و عروسی و نحوه برخورد در جشن عروسی از مساله عروسی منتهی به زوال بکارت باشد کشف راز ننموده است که بعدا بر شخص آقای محمد مساله وقت زوال زفاف کشف گردیده است .

علی هذا موضوع از مصادیق فریب در ازدواج بوده و با قبول اعتراض زوج و نقض رای بدوی خواسته تجدیدنظرخواه تحت عنوان فسخ نکاح به علت کشف صفت غیر مقصود برای زوج ( عدم بکارت ) در واقع (( ماقصد لم یقع و ما وقع لم یقصد )) می باشد و عدم کشف و طرح موضوع زوال بکارت از ناحیه زوجه برای زوج بعدی که موجب ان گردیده است که زوج بعدی با ایشان در حد باکره برخورد نماید که این همان مصداق اعلی فریب در ازدواج است .

و کشف وصف غیر مقصود و برخلاف انتظار و وصف عنوان شده است منطبق با ماده استنادی فوق الاشعار دانسته و رای بر فسخ نکاح مستند فی مابین آقای محمد و خانم اعظم صادر و اعلام می نماید .این رای در اجرای بند الف ماده 368 از قانون آیین دادرسی مدنی قابل فرجام خواهی در ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ است .

وکیل پایه یک دادگستری حامد پروندی ( عضو کانون وکلای مرکز – تهران )

این پست دارای 16 نظر است

  1. علی

    با سلام و خسته نباشید
    بعد از اینکه یکسالی هست از ازدواجمون میگذره امروز هم زن بنده و هم خودم فهمیدیم که ایشون بچه ی این خونواده نمیباشه و از کسی 20 سال پیش گرفتنش بدون هیچ سند و مدرکی و الان مشکلات روحی شدید گرفته و براش شناسنامه گرفتن به اسم خودشون و الانم هم گفتن هیچ گونه ارثی بهش نمیدن آیا در صورت فسخ نکاه مهریه بهشون تعلق میگیره؟

    1. سلام ، متاسفانه سوالتون مبهم است . اگر منظورتان اینه که چون همسر شما به علت اینکه دختر واقعی اشخاصی که بزرگش کردن نیست آیا میتوانید به این علت نکاح را فسخ کنید ، که پاسخ قطعا خیر است . اگر منظورتان اینست به علت مشکل روانی زوجه بعد از عقد میتوان نکاح را فسخ کرد در این صورت نیز پاسخ منفی است .

  2. فريد

    سلام آقاي پروندي وكيل محترم
    ببخشيد من يك سوالي داشتم همسر من بيماري صرع دارد ولي در زمان عقد اين بيماري را از من پنهان كرده بود من جديدا متوجه شدم آيا ميتوانم عقد را باطل كنم

    1. سلام به شرحی که شما بیان داشتید امکان صدور فسخ نکاح است ، چنانچه در زمان ازدواج از بیماری همسر مطلع نبوده باشید . البته در دادگاهها با توجه به اوضاع احوال و دلایل پرونده و اینکه شدت بیماری صرع به نحوی باشد که شرط سلامتی یکی از طرفین را ذائل کند ، رای بر فسخ نکاح در این خصوص صادر می کنند .

  3. مسعود

    با سلام بنده فسخ نکاح بدلیل تدلیس زوجه در نکاح را دادم متاسفانه قاضی دیوان هم بعلت فوری بودن فسخ دعوای منو رد کرد در صورتی که من نداشتن علم به فوریت فسخ رو در دادگاه بدوی ثابت کردم و قاضی بدوی این مورد رو از من نقض نگرفتن که خلاف ماده 349 ق ا د م هستش.یعنی خود قاضی دیوان هم خلاف قانون عمل کرده!!!!!! می تونم از قاضی دیوان به دادگاه عالی قضات شکایت کنم؟

    1. سلام ، قانون امکان طرح شکایت علیه قاضی را به اصحاب دعوا داده است اما در صورتی که دلایلی نداشته باشید ، شکایت شما رد می شود . در موضوع شما به نظر قاضی محترم دیوان عالی گشور مرتکب تخلفی نشده است .

  4. farimah

    سلام در خصوص تدلیس زن بعلت بیماری که پنهان کردن اگه فسخ نکاح مورد تایید دادگاه قرار بگیره در صورت داشتن نزدیکی مهریه تعلق نمیگیره؟ اگه قانونه چرا پس خیلی از وکلا میگن شرط تعلق گرفتن مهریه داشتن یا نداشتن نزدیکیه؟
    ممنون میشم پاسخ بدین

    1. حامد پروندی

      سلام در خصوص فسخ نکاح موضوع متفاوت است و طبق اصول و قواعد هرگاه فسخ نکاح به دلیل تدلیس زن باشد به فرض از بیماری موجب فسخ نکاح که در او وجود دارد مطلع و قبل و هنگام عقد از شوهر مخفی کرده و به او اطلاع نداده باشد ، به زوجه مهریه تعلق نمی گیرد چرا که به ضرر خود اقدام کرده( تدلیس و مخفی کردن ) و ( قاعده اقدام ) و به تقلب حقی بدست نمی آید .

  5. رضا

    سلام
    خانم میتونه به علت بد اخلاقی و ضرب و جرح فسخ نکاح از دادگاه بخواد؟

    1. حامد پروندی

      فسخ نکاح فقط منحصر به مواردی که گفته شد است ، و ضرب و جرح و بد اخلاقی از موارد فسخ نکاح نیست .

  6. ناصر

    همسرم بیماری تیروئید داره میتونم نکاح فسخ کنم؟

  7. محمد

    سلام
    همسرم قبل از ازدواج با من،سابقه ازدواج داشته و من نمیدونستم، تازه متوجه شدم.چیکار باید کنم.خودم میتونم فسخ نکاح را انجام بدم یا باید وکیل بگیرم.چقدر طول میکشه

    1. چون دادگاه در صدور رای به فسخ نکاح بررسی دقیقی حول ادعای شما می کند و فسخ نکاح از دعاوی حساس خانواده است برای موفقیت می بایست وکیل بگیرید .و از سویی در طرح دعوای فسخ نکاح ، زمان و اقدام سریع برای طرح دعوی بسیار مهم است .

  8. سامان

    با سلام . یک سوال از خدمتتان داشتم؛
    همسرم بیماری پسوریازیس شدید دارند. آیا این بیماری مانند پیسی می تواند موجب فسخ نکاح شود؟

    1. سلام . موارد فسخ نکاح حصری است و این بیماری از موارد فسخ نکاح نیست . بنابراین به این علت امکان فسخ نکاح وجود ندارد .

دیدگاهتان را بنویسید