قیم کیست و مسئولیتهای او

قیم در لغت به معنای سرپرست و متولی و کسی که متولی شخص محجور است می باشد . در حقوق قیم شخصی است که در صورت نبودن ولی خاص ( پدر و جد پدری و وصی منصوب از سوی آنها ) توسط دادگاه برای سرپرستی و اداره امور محجور نصب می شود .

وظیفه قیم مواظبت از شخص مولی علیه و نمایندگی قانونی او در کلیه امور مربوط به اموال و حقوق مالی می باشد .

لازم به ذکر است که قیمومیت با حضانت متفاوت است . حضانت یکی از تاسیسات حمایت از محجورین است که مربوط به نگهداری جسمی و روحی کودک است نه اداره امور مالی و غیر مالی و انجام دادن اعمال حقوقی از جانب محجور

اشخاصی که نیاز به قیم دارند

مطابق قانون برای 3 دسته از اشخاص قیم تعیین می شود :

1- برای طفل صغیری که ولی خاص ندارند . ( منظور از ولی خاص ، پدر و جد پدری و وصی منصوب از سوی آنها می باشد . )

2 – برای مجانین و اشخاص غیر رشید که جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر آنها بوده و ولی خاص نداشته باشند . ( منظور آن است که شخص در زمان کودکی و قبل از بلوغ مجنون شده یا در زمان کودگی و بعد از سن بلوغ ، رشید نشده باشد . )

3- برای مجانین و اشخاص غیر رشید که جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر آنها نباشد . ( منظور آن است که شخص بعد از بلوغ یا رشید شدن دچار جنون و عدم رشد شود )

اشخاص فوق از دخالت در اموال و حقوق مالی خود ممنوع می باشند . دادگاهها و ادارات و دفاتر اسناد رسمی کسی را بعنوان قیم می پذیرند که نصب او مطابق قانون توسط دادگاه به عمل آمده باشد .

اولویت والدین و شوهر و بستگان محجور برای قیم شدن

پدر و مادر محجور برای قیم شدن بر دیگران مقدم هستند . در صورتی که زن محجور شود ، شوهر او با داشتن صلاحیت برای قیمومیت بر دیگران مقدم است . پدر و مادر و شوهر مطابق قانون برای قیم شدن اولویت دارند اما دادگاه ممکن است با توجه به شرایط ، فرد دیگری را بعنوان قیم تعیین کند .

هرگاه پزشک ، ازدواج مجنون را لازم بداند قیم با اجازه دادستان می تواند برای مجنون ازدواج نماید و هرگاه طلاق زوجه او لازم باشد به پیشنها دادستان و تصویب دادگاه قیم او را طلاق می دهد .

اطلاع به دادستان برای فرد نیازمند به قیم

به موجب قانون پدر و مادر وظیفه دارند در مواردی که برای فرزند آنها می بایست قیم تعیین شود مراتب را به دادستان یا نماینده او اطلاع دهد . اما در صورتی نبودن پدر و مادر یا عدم آگاهی آنها به این وظیفه ، بستگان فرد قیم یا همسر او باید مراتب را به دادستان جهت تعیین قیم اطلاع دهد .

علاوه بر اشخاص فوق ، شهرداری ، ثبت احوال ، مامورین آنها و دهبان و بخشدار وظیف دارند پس از اطلاع از وجود به وجود صغیر نیازمند به تعیین قیم ، به دادستان اطلاع دهد .

همچنین دادگاه که درجریان دعوا مطلع به وجود محجوری شود که ولی و وصی و قیم نداشته باشد باید به دادستان برای تعیین قیم اطلاع دهد .

هنگاهی که دادستان از موضوع آگاه شد می بایست به دادگاه مراجعه و افرادی را که برای قیمومیت مناسب می داند به دادگاه معرفی کند . دادگاه از بین این افراد یا افرادی را که خود برای این سمت مناسب تشخیص دهد یک یا چند نفر را بعنوان قیم تعیین می کند و ممکن است یک یا چند نفر را نیز به عنوان ناظر تعیین کند .

قیم شدن زنان

زنان برای قبول سمت قیمومیت باید رضایت همسر خود را بگیرند . در صورتی که زن بی شوهری حتی مادر مولی علیه به سمت قیمومیت معین شده باشد ، شوهر کند باید موضوع را ظرف 1 ماه از تاریخ ازدواج به دادستان اطلاع دهد . با توجه به شرایط ، دادستان می تواند تقاضای تعیین قیم جدید و یا ضم ناظر از دادگاه درخواست کند .

ارائه صورت اموال مولی علیه توسط قیم

قیم می بایست قبل از دخالت در امور مولی علیه صورت کاملی از دارایی او تهیه کرده و یک نسخه از آن را به امضا خود به دادستان تحویل دهد و دادستان می بایست بعد از ملاحظه صورت دارایی مولی علیه ، مبلغی را جهت هزینه های سالیانه مولی علیه تعیین کند . قیم نمی تواند بیشتر از مبلغ مذکور هزینه کند مگر با تصویب دادستان .

چنانچه قیم در حفظ اموال مولی علیه مرتکب تقصیر شود ، مسئول خساراتی است که از تلف یا نقصان آن اموال حاصل می شود اگر چه نقصان یا تلف مستند به تفریط یا تعدی قیم نباشد .

معامله نسبت به اموال مولی علیه توسط قیم

قیم نمی تواند اموال غیر منقول مولی علیه را بفروشد یا رهن بدهد یا معاملیه ای کند که در نتیجه آن خودش مدیون مولی علیه شود مگر با لحاظ غبطه مولی علیه و تصویب دادستان . همچنین قیم نمی تواند بدون ضورت برای مولی علیه قرض کند مگر با تصویب دادستان

ارائه حساب دوران تصدی توسط قیم به دادستان

قیم می بایست حداقل سالی یکبار حساب تصدی خود را به دادستان بدهد و اگرظرف 1 ماه از تاریخ مطالبه دادستان از ارائه صورت حساب تصدی امتناع کند ، به تقاضای دادستان عزل می شود .

موارد عزل قیم

در موارد ذیل قیم معزول میشود:
۱) اگر معلوم شود که قیم فاقد صفت امانت بوده و یا این صفت از او سلب شود.
۲) اگر قیم مرتکب جنایت و یا مرتکب یکی از جنحه‌های ذیل شده و به موجب حکم قطعی محکوم گردد: ‌سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری ، اختلاس، هتک ناموس ، منافیات عفت، جنحه نسبت به اطفال، ورشکستگی به تقصیر یا تقلب.
۳) اگر قیم به علتی غیر از علل فوق محکوم به حبس شود و بدین جهت نتواند امور مالی مولی ‌علیه را اداره کند.
۴) اگر ورشکسته اعلان شود.
۵) اگر عدم لیاقت یا توانائی قیم در اداره اموال مولی‌ علیه معلوم شود.
۶) در موارد مواد ۱۲۳۹ و ۱۲۴۳ و ۱۲۴۴ با تقاضای مدعی‌العموم.

دیدگاهتان را بنویسید